افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگزنخورد آب زميني كه بلند است
Ú©Ùx8fÙx80دÙx90Ùx82Ùx81Ùx84Ùx90 رآست Ú©Ùx84Ûx8cÙx80Ùx80Ú©
کدÙx87Ùx80Ùx80Ø¢Ûx92 Ùx85Ùx87سÙx80Ùx80Ùx80Ø¢Ûx8cÛx92 ÂÚ©Ùx8fÙx80دÙx87Ùx80Ùx80Ø¢Ûx8cÙx90 Ùx85Ùx80Ùx80Ùx88سÙx90 Ùx85Ùx87سÙx80Ùx80Ø¢Ûx8cÛx8c
-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->Ùx87داÛx8cÙx80Ùx80ت بÙx80Ùx87 بÙx80Ùx80Ø¢Ùx84Ø¢
< /BlogLinks>ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© Read more: http://learn.niloblog.com/#ixzz2DhoIRpFOکلام انسان عصای معجزه گر او است . سرشار از سحرو اقتدار !
عیسی مسیح بر نفوذ معجزه گر کلام تاکید داشت:ازسخنان خود عادل شمرده خواهی شد و از سخنان تو برتو حکم خواهد شد . ودیگر بار در کتاب مقدس می خوانیم که: زندگی و مرگ در قدرت زبان است
پس آدمی می تواند با یک حرکت عصای کلام خود ، وضعیتی ناخوشایند را از میان بردارد.یعنی به جای اندوه ، شادمانی و به جای بیماری ، تندرستی و به جای تنگدستی ، فراوانی بنشاند.
مثلا زنی نزدم آمد تا شفاعتی کنم که توانگر شود.دراین دنیا دو دلار بیشتر نداشت گفتم : ما به این دو دلار برکت می دهیم و می دانیم که تو صاحب کیف جادویی جان هستی که هرگز تهی نمی ماند. تا پول از آن بیرون آورده شود.در پناه لطف خدا و به گونه ای عالی ، بی درنگ پر از پول می شود . می توانم ببینم که کیف تو ، اززیادی پول همیشه باد کرده است و پر است از دسته های بزرگ اسکناس و دسته چکهای رنگارنگ و سکه های طلا و ارزهای رایج !
گفت : احساس می کنم که از همین حالا کیفم پر پول و سنگین شده است .چنان ایمانی در دل او پدید آمد که یک دلار از دو دلار خود را نیز با شور شوق به من داد .جرات نکردم آن را نپذیرم .چون نباید او را تنگدست می دیدم . ضمنا می بایست تصویر فراوانی را به او القا می کردم .
چندی نیز نگذشت که شش هزار دلار هدیه گرفت . ایمان دلاورانه و کلامی که به زبان آورد ، خواسته اش را تحقق بخشید .
تاکید بر کیف جادویی به راستی موثر است .چون با تصویر روشنی که در ذهن پدید می آورد ، محال است کیف دستی یا کیف پول خود را پر نبینید.قوه ی تخیل نیرویی است آفریننده . همیشه باید واژه هایی را برگزید که در آن بارقه ای از تحقق آرزو باشد
هرگز با تجسم ، تصنعی نسازید . بگذارید الهام بر ذهن هشیارتان بتابد ، تا بتوانید مشیت الهی را به انجام برسانید .(نگاه کنید به کتاب بازی ، فصل مربوط به طرح الهی).
عیسی مسیح گفت : و حق را خواهید شناخت ، و حق شما را آزاد خواهد کرد .
این یعنی انسان باید حقیقت هر وضعیتی را که با آن رویارومی شود بداند.
فقدان یا تنگنا حقیقت ندارد .آدمی عصای کلام خود را به حرکت در می آورد وبیابان شادمان خواهد شدو صحرای چون گل سرخ ، شکوفا.تردید و خشم و اضطراب وترس نفرت ، یاخته های تن را پاره می کند .
و به سلسه ی اعصاب آسیب می رساند و سبب همه ی بیماریها و هرچه بلا ومصیبت است .
تندرستی و شادمانی باید با مهار کردن کامل هرگونه خوی هیجانی به دست آید .
قدرت تکان می دهد اما تکان نمی خورد.اگر آدمی هنگامی که اوضاع بر وفق مرادش نیست و حتی بر ضد او می نماید ، آرامش و وقارش را حفظ کند و سلامت و اشتهایش را از دست ندهد و سرشار از شادمانی و خرسندی باشد ، به مقام تسلط رسیده است . آنگاه است که او خواهد توانست (نهیب بر آورده بربادها و دریاها ، تا آرامش کامل پدید آید ) و عنان هر اوضاع و شرایطی را در کف اختیار بگیرد .
زیرا آنگاه کلام او عصای معجزه گر او است ، و با یک تکان عصای خود ، شکست ظاهری را به پیروزی بدل می کند . او می داند که خزانه ی کل ، بیکران و بی انتها است ، و به هرچه نیازمند باشد بی درنگ بر صحنه ظاهر خواهد شد .
مثلا زنی شب در ساحل خوابیده بود. صبح که بیدار شد ، صدای نواختن شیپورهای احتیاط را شنید . مه ی غلیظ سطح اقیانوس را پوشانده بود و کوچکترین نشانه ای از روشن شدن هوا به چشم نمی خورد . زن بی درنگ این عبارت را بر زبان آورد: در ذهن الهی مه نیست . بادا که این مه برخیزد . من برای آفتاب سپاس می گزارم .
چندی نگذشت که آفتاب نمایان شد .زیرا به انسان این امکان داده شده که بر همه ی عناصر و موجودات مسلط باشد .
هر انسانی قادر است که مه زندگیش را بپراکند : خواه این مه ، مه تنگدستی باشد، خواه مه عشق و محبت و خواه شادمانی و خواه سلامت . برای آفتاب سپاس بگزارید !
برچسب:
نویسنده: پانی